سلام !
حالا كه داري ميروي هيچ احساسي ندارم!
نه اينكه آهنيم نه....!!!! داري ميروي و رفتن و دلتنگي وناراحتي !!!!اين اقتضاي رفتن است!!!!
داري ميروي در پياده رو هاي شانزه ليزه قدمي هم ميزني !!!!شايد يك سركي هم به كاخ ورساي بزني!!!! شايد ... شايدآنجا ويويي داشته باشي چشم در چشم ايفل !!!!آنجا ميتواني شب ها خستگي كارهاي روزانه را بر سر ايفل بزني !!!!
اين جا كه نمي شود به ميلاد چپ نگاه كرد!
ايفل صبور است نمي دانم اين را از كجا ميدانم!ولي...!!!!

مي دانم كه اگر تو باشي ميتواني تريپ دوستي فابريكي با ناپلئون برداري!!!! چگونه اش را نمي دانم!!!!ولي از آن سرجوخه ي كوچك بپرس چگونه جرات كرد با اين اشراف و اعيان چپ بيفتد !
مي دانم كه كيان فرانسه مي آموزد شايد!!!!تمام اين ها اين غم و اندوه را ميزدايد !

خوب اين مي شود كه اسيد دلتنگي ام با باز شوق خنثي ميشود....حالا مي فهمي كه چرا هيچ احساسي ندارم !
هيچ احساسي ندارم !
محمد كاظم روحاني نژاد گفت 3سال ديگر باز میگردی ولي من از چشمهايش فهميدم كه 94608000ثانيه ي ديگر بازخواهي گشت! خواندن اين عدد را بلد نيستم ! ميشود لطفا برايم بخواني!
حالا كه خوب فكر مي كنم ميبينم آري...من دلتنگم!!!!

برای دوستانت نامه نوشتم تا در تنهایی ام به تنهاییت برسم!
از حميد امامي پرسيدم چه احساسي دارد گفت:
وقتي بود آنگونه که بايد نشناختمش....حالا که مي رود نمي دانم ثانيه هاي تنهايي ام را با چه کسي تقسيم کنم؟
از كاظم روحاني نژاد هم پرسيدم گفت:
سلام سارای عزیز
با رفتن کامران به فرانسه در حقیقت چشمهای دقیق و درون گرای من وشما فرصت بهتر دیدن و دگر دیدن را در جایی متفاوت پیدا کرد فقط می توانیم برای سلامت چشمهایمان دعا کنیم .این دو بیت هم به ذهن آمد که تقدیم می کنم
نفرين به جان ثانيه ها که دشمن وصلند
همزاد فاصله اند و با خزان زيک فصلند
فرو مي روند به جان عشق و مي درند
انگار که با دشنه خونين ز يک نسلند
انشاا.. که تاهستیم قدر همدیگر را بدانیم .....
به سهم خودم از لطف و مهرورزی سارای عزیز و همه دوستان نسبت به کامران دوست داشتنی ممنونم .




از ميترا لبافي عزيز هم خواستم !خواستم كه در گوشم نجوا كند حال كه دلتنگ شده ام!
سلام نمی دانم چه چیزی بنویسم که برای همکار خوبمان متن خوب و قابلی باشد ...فقط همین قدر که :
امیدوارم در همه لحظه های زندگی و کاری موفق باشد مثل همیشه . سفر به خیر..
افروز اسلامي جواب داد:
سارای عزیز متوجه منظورتان نشدم جمله مورد نظرتان را کجا باید بنویسم حتما این گودبای پارتی شما به صرف افطار و شام است؟ 
شاید بهتر این باشد که جشن را در وبلاگ خودش بگیرید تا در جریان این محبت شما قرار گیرد . شاد باشید
وبعد با من باز گفت:
سلام بیشتر بچه ها در اخبار داخلی واحدمرکزی خبر تمایل دارند که چند سالی را در یکی از دفاتر خارج از کشور تجربه کنند ... حتم دارم دوست و همکار ما هم چنین است آرزو می کنم سلامت بروند و برگردند
وحميد روحاني به من رو كرد و گفت:
سلام.ببخشید که دیر شد،آخه تازه از ایران اومدم......
عقل و جان انسانها مشتاق تجربه است و آنها که شایسته ترند برای تجربه و آموخته تازه مشتاق ترند.کامران عزیز هم یکی از این شایسته هاست و امید که این سفر برای او و خانواده اش توام با آرامش و برکت باشد.
خیلی از بچه هایی هم که عاشقانه دوستت دارند سلام میرسانند!

ولی هنوزهم دلتنگم 
*(از تمامی دوستانی که برای این آپ من رو یاری کردن به خصوص آقای روحانی نژاد .آقای امامی.خانم اسلامی . خانم لبافی و آقای روحانی صمیمانه تشکر می کنم!)