تبليغاتX
وبلاگ رسمی هواداران کامران نجف زاده

وبلاگ رسمی هواداران کامران نجف زاده

داداشی کامران نجف زاده

سلام به دوستاي گلم و داداشي كامران مهربونم كه دلم براش يه ذره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه شده !!!!

حالتون خوبه؟

 

داداشي انگار آب و هواي بيروت خيلي بهت ساخته و قصد برگشت نداري!!!!

 

تو رو خدا زودتر برگرد كه اين دل من خيلي برات تنگ شده !!!!

 

 

 

و اما هدف من از اينكه آپ كردم چيزي نبود جز تبريك روز ملي خبرنگار به داداشي كامران خودم كه هميشه و همه جا به عنوان يه خبر نگار برجسته, نمونه و كامل ازش ياد ميشه !!!!

 

و اميدوارم مثل هميشه و حتي موفق تر از هميشه به كارش ادامه بده و قلب ما رو شادتر و اميدوار تر از هميشه بكنه !!!!

 

 

اینم از این...

بچه ها ظرف چند ماه آینده ادامه اون مصاحبه ای که حاجی با یکی از مجله ها داشت رو براتون میذارم

 

خلاصه مراقب خودتون باشين...ممنون كه سر زدين !!!!

همين ديگه ...فعلا...

شاد و خوشحال باشيد

+ نوشته شده در  Sun 10 Aug 2008ساعت 3:14 PM  توسط سارا نصیریان  | 

سلام !!!!سلام !!!! بالاخره بعد از چند هفته نگراني و دلهره و دلواپسي سلام !!!!

سلام به دوستاي گلم!

سلام به داداشي كامران خودم كه وبلاگ نويس حرفه اي هست ولي نميدونه ما چه جوري دلتنگش هستيم و چه قدرنگرانيم !!!!

خوبي داداشي؟ بيروت آب و هوا خوبه ؟!!!حالا كه دارم به وضعيت لبنان فكر مي كنم افسوس مي خورم كه چرا همون فرانسه رو نرفتي ! لااقل اونجا اوضاع آروم تر بود!

 

روزايي كه فكر رفتن به فرانسه به سرت افتاده بودم من هم نگران بودم هم خوشحال هم دلتنگ !!!!چون با رفتن به پاريس ديگه لازم نبود بري به جاهاي پر خطري مثل لبنان!

 

 

 

 

در هر حال...

اميدوارم كه سفر كاري خوبي داشته باشي و از خدا مي خوام كه مثل هميشه هواي داداشي ما رو هم داشته باشه!

البته اگه داداشي قبل از رفتنشون يه كلام مي نوشتن"رفتم لبنان" زياد وقتشون گرفته نميشد! ميشد؟

در هر صورت بيخيال....

 

 

 

 

اومدم بگممممممممممممممممممممممممممممممممممممم :

داداشي كامران ما اخيرا در شماره ي جديد مجله ي روزهاي زندگي مصاحبه اي داشته كه قسمتي از اون رو روي صفحه ي مانيتورتون ميبينيد:

 

جو گير نشو لطفا!

 

اشاره: كامران نجف زاده از گزارشگران جوان, با استعداد و خلاق صدا و سيماست كه به راحتي و صميمانه با مخاطب ارتباط برقرار مي كند. لحن گرم و بيان عاطفي از ويژگي هاي مهم اوست . نجف زاده متواضع و خوشروست و دلش مي خواهد كاري كند كه مردم كمتر دغدغه داشته باشند.

 

@اولين پرسش را خودتان مطرح كنيد.

مهمترين دغدغه تان چيست؟

مهمترين دغدغه ام اينست كه بتوانم تا حدي مردمدار باشم.

 

@براي مردم دار بودن چكار بايد كرد؟

اين كه به دغدغه هاي مردم بيشتر برسيم و صداقتمان را هيچ وقت كم نكنيم.

 

@خودتان تا به حال اين كار را كرده ايد؟يعني به دغدغه  هاي مردم به خصوص جوان ها توجه كرده ايد؟

به نظر خودم خيلي از كارهايي كه از دستم بر مي آمده انجام داده ام, البته بعضي وقت ها هم فكر مي كنم كار چنداني نكرده وخيلي راه ها و كارهاي ديگري هم هست كه بايد برم و انجام بدهم.

 

@وقتي از بعضي گزارشگر ها و مجري ها مي پرسيم چرا وارد اين عرصه شديد , مي گويند مي خواستيم از اين راه كانال بزنيم و وارد بازيگري شويم. شما چطور؟

من در حقيقت ابتدا وارد عرصه ي روزنامه نگاري شدم و بعد كار تصوير . الان هم اگر از اين عرصه بيرون بيايم يكي از كارهاي اصلي ام نوشتن كتاب و روزنامه نگاري است. درضمن با اينكه چند پيشنهاد بازيگري داشتم , هيچ علاقه اي به بازيگري ندارم, البته به كارگرداني و فيلم سازي علاقه زيادي دارم.

 

@مي گويند در كارهاي شما نوعي خلاقيت به چشم مي خورد؟

خودم اين طور فكر نمي كنم , اما به هر حال وظيفه ي خبر نگار جور ديگر نگاه كردن است. وقتي كه درجايگاه خبرنگار و روزنامه نگار قرار ميگيريم بايد زاويه ديدمان كمي با ديگران فرق بكند.

 

@گفتيد از طريق روزنامه نگاري وارد كار تصوير شديد. بيشتر توضيح دهيد؟

 

و اما  پاسخ اين سوال و سوال هاي ديگه ي خودتون رو ميتونيد در شماره ي جديد مجله ي روزهاي زندگي پيدا كنيد !!!!مجله اي كه با چاپ به موقع اين مصاحبه شايد مرحمي باشه بر زخم هاي دلتنگي ما در روزهايي كه كامران خان بيروت تشريف دارن!

 

 

 

اينم آدرس سايت روزهاي زندگي:

 

http://www.rzendegi.ir/

 

خلاصه اينم از اين ...

 

 

اينم براي دوستاي گلم و داداشي كامران عزيزم:

 

دل من با دل تو خورده گره

نكنه ناز كني باز كني اين دو گره

دوكلوم حرف حساب باهات دارم

نازنين مي خوام بگم عاشقتم به يادتم دوستت دارم!

 

داداشي كامران تو رو جون اين آبجي كوچيكه مراقب خودت باش و خطر نكن!!!! ممنون!!!!

 

ديگه وقتتون رو نمي گيرم !!!!

ممنون كه سر زدين !

 

شاد و خوشحال باشيد

 

+ نوشته شده در  Tue 15 Jul 2008ساعت 2:19 PM  توسط سارا نصیریان  | 

خوب سلام بر همگي دوستاي آبي خودم و سلام به داداشي كامران رنگين كموني و مهربون خودم!!!!

خوبين همگي؟

I miss U a lot!!!!

 

اومدم بگمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم:

 

 

داداشي كامران عزيزم تولدت مبارك!!!!

 

 

انشالا كه امسال از اون سال هايي باشه كه هرگز دوست نداشته باشي تموم بشه !!!!از اون سال هايي كه وقتي تموم شد دلت براش تنگ بشه!!!!

 

از اون سال هاي سبز مثل قلب مهربونت و از اون سال هاي آبي مثل دل درياييت!!!!

 

خلاصه برات آرزوي طلايي ترين طلوع ها!!!!آبي ترين آسمون ها!!!!

نقره اي ترين ماه ها!!!!سبز ترين شكفتن ها!!!!

رو دارم!!!!

 

آرزو مي كنم كه به تمام آرزوهاي قشنگت برسي و غم و غصه يا هر علت ديگه اي نتونه برق چشماي مهربونت رو بگيره!!!!مراقب خودت و خانواده ی گلت باش داداشي!!!!

 

 

 

بازم تولد آسمونيت رو تبريك مي گم مهربون !!!!

 

مراقب خودتون باشين...من ديگه برم...تا آپ بعدي !!!!

 

شاد و خوشحال باشيد

 

+ نوشته شده در  Sat 17 May 2008ساعت 1:9 PM  توسط سارا نصیریان  | 

H@PpY ! hApPy BiRtHdAy!

بيخيال تولد مبارك فارسي مي خونيم !!!! در هر صورتي كيان كوچولوي ناناز من تولدت هپي باشه و سله بريتش هم بكن و....!!!!چي گفتم!!!!

از بس ذوق زده شدم نفهميدم چي گفتم !!!!

۱ 

2

3

از اول...

سلام!!!! سلام!!!! تولد تولد تولد كيان كوچولوي ناناز مبارك !!!!واسه ي كادوي تولدش براش يه قلب قرمز پر از آرزوهاي سبز مي فرستم!!!!

 

 

يه قلب سرخ كه از همون وقتي كه فهميد تو راهه تا الان داره تاپ تاپ ميزنه و من رو ديوونه كرده !!!!

آخي يادش بخير پارسال اين موقع ها بود كه توي وبلاگ آقاي مطهري خوندماااااااااااااااااااا!!!!

جانم!!!!البته من قبلش مي دونستماااااااااا!!!!

امروز دوباره مثل پارسال براش تولد گرفتم و به دوستام مهموني دادم!!!!

جاتون خالي خيلي خوش گذشت!!!!

 

 

دوباره می گم کیان گلم تولدت مبارک!!!!

داداشی کامران تولد شما رو هم پیشاپیش می تبریکم

اینم از این...

من دیگه برم!

Take care!!!!

شاد و خوشحال باشيد

 

 

 

+ نوشته شده در  Tue 22 Apr 2008ساعت 3:2 PM  توسط سارا نصیریان  | 

سلام !!!!اين اولين آپ وبلاگ منه و خيلي هيجان زنده هستم پس شروع مي كنم:

ما ايرانيان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشيد و گرمي آتش مي بينيم. نور و گرماي خورشيد و آتش ما را قادر مي سازد که نور حقيقت را ببينيم و قلبهايمان براي نزديکي به خالق و به همنوع گرم شود. اين بما کمک مي کند تا با همديگر مهربانتر باشيم و اين نور اهورايي را در اعماق قلبمان روشن مي سازد.

 

 

شايد به خاطر همين بود كه اين روز كه همون آخرين سه شنبه ي سال يا به عبارتي چهارشنبه سوري رو از دست ندادم و بهتر دونستم كه امروز اولين آپ وبلاگ داداشي كامران نجف زاده رو بكنم!!!!

 

پس اول اول اولش نجف زاده از نگاه من, شايد هم من و تو...:

 

اول بعضي از اين قاب ها را شكست , قاب هايي را كه خيلي محكم بر در و ديوار كاخ كليشه زده بودند و فخرفروشانه پايش عكس يادگاري مي گرفتند,شايد...!!!!

و بعد شروع به تيشه زدن بر بنياد اين كاخ كرد و همانا موفق بوده تا به امروز ...!!!!

يك نارنج تلخ چيد از باغ آسمان شبانه و احساس !و نمي دانم ...هفت داستان بر پهنه ي بيكران بيستون حك كرد.

پنجره اي به سوي شفق فلق رو به درياي بي كران كوير گشود ...ومعصومانه و بدون حتي لكه اي كمرنگ از غرور بر دلي مهربان به آينده نگريست...!!!!

اين بود نجف زاده از زباني كه شاید حالاهم لكنت گرفته باشد هم ناتوان تر شده باشد نسبت به هميشه !

 

 

اينم عكس امير كيان يا به قول خود داداشي كيان...قربونش برم

آپ بعديمون نجف زاده از زبان خودش خواهد بود!!!!منتظر باشيد....به زودي!!!!

 

در پايان آپ اول مي خواستم از شما و داداش كامران عزيز  بابت تشريف آوردن به اين وبلاگ تشكر كنم!

عيدتون پيشاپيش مبارك !!!!سال خوبي داشته باشين!!!!

 

 

در آخر هم يه بيوگرافي مختصر از خودم با اجازه ي همه :

سارا هستم متولد ۷ feb  1990   از اصفهان در خدمتتون هستم!!!!

 

همين ديگه...فعلا

شاد و خوشحال باشيد

+ نوشته شده در  Tue 18 Mar 2008ساعت 5:27 PM  توسط سارا نصیریان  |